محمدحسين ناصر الشريعه

279

تاريخ قم ( فارسى )

تلمذش در به دو امر نزد آقا جمال الدين خوانسارى و شيخ جعفر قاضى و مدقق شيروانى و ساير علماى اصفهان بود ، و پس از فراغ از تحصيل به وطن مألوف معاودت نموده ، و در آن ارض شريف مشغول تدريس و ارشاد عباد گرديده است . تا زمانى كه در آن‌جا فتنهء طايفه افغان رخ نمود به ناچار به موطن برادر فاضل خود سيد ابراهيم ، به همدان هجرت فرمود ، و از آن‌جا به نجف اشرف على مشرف‌ها آلاف التحية و التحف رفت ، و در آن ارض مقدس نيز نزد شريف ابو الحسن عاملى « 1 » و شيخ احمد جزائرى مشغول تحصيل شد ، تا فارغ التحصيل گرديد ، سپس در آن‌جا مشغول تدريس شد . و از تلامذهء اوست سيد عبد اللّه بن سيد نور الدين بن سيد نعمت اللّه جزايرى صاحب اجازهء كبيره « 2 » ، و از جمله چيزى كه سيد در آن اجازه در حق استادش گفته اين است كه : او اعلم علمائى است كه من آنها را در عراق عرب ديدم ، و اجمع آنها در معقول و منقول نزد اهل عراق و عظيم القدر بود . زوار از هر ناحيه به ملاقات او مىآمدند و به زيارتش تبرك مىجستند . و از وى استفتا مىنمودند » . و از جملهء تلامذهء اوست وحيد بهبهانى آقا محمد باقر معروف رحمت اللّه عليه است صاحب ترجمه را كتبى است ، از جمله كتاب طهارات ، كتاب شرح وافيهء ملا عبد اللّه تونى در اصول فقه كه قريب پانزده هزار بيت است ، و در سال 1160 وفات نمود . برادر صاحب عنوان سيد ابراهيم مشار اليه نيز از علماى محققين و فضلاى مدققين است ، و در همدان ساكن بوده و بعد از وفات برادرش چنان‌كه در روضات است از همدان منتقل شد به كرمانشاهان و مدتى در آن‌جا ساكن بوده و ديگر خبرى از وفات و مدفن او ندارم » « 3 » صدقة بن بندار قمى - كنيت او ابو سهل است . علامه در خلاصه و نجاشى در رجال وى را به قدمت سماع حديث وصف كرده‌اند . علامه مىگويد او از ثقات اخيار و نيكوحال و حديث درست بوده است ، و صاحب كتاب تجمل و مروت است . نجاشى گفته است : وفات او در سنهء سيصد و يك ( 301 ه ) بوده ، و در مشتركات نيز وى را از ثقات شمرده است .

--> ( 1 ) - جد مادرى صاحب جواهر ( د ) [ شرح‌حالش را در كتاب « علامهء مجلسى بزرگمرد علم و دين » ، جلد هشتم « مفاخر اسلام » نگاشته‌ايم ] ( 2 ) - اجازهء كبيره ، ص 98 . ( 3 ) - [ شرح‌حال اين دو برادر را در پايان كتاب « مرآت الاحوال جهان‌نما » آورده‌ايم ]